سپیده قلیان,بازجو,مجری صدا و سیما,آمنه سادات ذبيح پور,علی رضوانی,

سپیده قلیان,بازجو,مجری صدا و سیما,آمنه سادات ذبيح پور,علی رضوانی,

SafiNews Agency

یکشنبه 08 دي 1398 - 9:20 بازدید : 1147 توسط:

ادامه شایعات درباره بازجو بودنِ دو مجری ۲۰:۳۰

ادامه شایعات درباره بازجو بودنِ دو مجری ۲۰:۳۰

صافی نیوز: هر روز که مي‌گذرد صداوسيما بيش ازگذشته به حوزه‌هايي که در وظايف آن تعريف نشده ورود پيدا مي‌کند.

به گزارش صافی، پخش اعترافات هميشه با حاشيه همراه بوده است. يکي از مستندهاي پخش شده در صداوسيما با همين رويکرد «مظنونين هميشگي» بود که پس از پخش آن «آفتاب‌نيوز» نوشت: « شبکه فارسي زبان ايران اينترنشنال به نقل از رامين سيدامامي مدعي شد: گزارشگر اين مستند يک بازجو بوده است! علي رضواني، خبرنگار بخش خبري 20:30 است که در مستند «مظنونين هميشگي» با يک کارشناس مسائل امنيتي گفت‌وگو مي‌کند.»

علي رضواني که او را آقاي 20:30 خطاب مي‌کند، از حواشي رخ داده براي خودش چنين تعريف کرده بود: «دوماه مانده به المپيک 2012 يک رستوراني رفته بودم سمت درکه، يک نفر گفت دوتا از ورزشکارهاي المپيکي شانس اول مدال، آن گوشه چه قليوني مي‌کشند. من هم پا شدم و رفتم سروقتشان. تا من را ديدند داشتند قبض روح مي‌شدند. ولي خب جايي هم نقل نکردم.»

باز هم ابهام عملکردي مجري ديگر 20:30

اما مسأله به همين مورد خلاصه نشد و اخيرا سپيده‌قليان هم مدعي شده و درباره حضور مجري 20:30مطالبي بيان کرده است. مشرق نوشت؛ سپيده‌قليان درباره خبرنگار برنامه‌ 20:30 در توئيتي مدعي شده بود:‌ «در مراحل توليد طرحي سوخته، شخص خانوم آمنه سادات ذبيح‌پور، در اتاق بازجويي حضور داشت تا پس از ساعت‌ها شکنجه‌ جسمي و روحي، متني را از قبل آماده کرده بود، براي خواندن در مقابل دوربين، در اختيار ما بگذارد.» آمنه سادات ذبيح پور در اينستاگرام در واکنش به توئيت قليان نوشت: تو را نديدم هيچ‌گاه، تو اهواز بودي و من تهران اما تمام تو را مي‌شناختم.

براي مستندم درباره‌ات هرچه بود ديده و خوانده بودم. ساده بودي آنقدر ساده که به هر رنگي در مي‌آمدي مثل موهايت مي‌ديدم گرگ‌ها چگونه دوره‌ات کرده‌اند از توانا تا آن پير نادانا! افسوسِ سپيده را براي روسياهي مي‌خواستند. بازجويت به تهران آمد. او را ديدم خانمي باوقار، نجيب وآرام . اخلاق برايش حکم مي‌کرد از تو به بدي ياد نکند از تو واقعيت‌ها را گفت. اما بعدها شنيدم که براي بار دوم و براي ديدنت به در خانه‌ات آمده برادرت با لگدي او را از پله به پايين پرت کرده و چند دنده او شکسته‌اند وهم چند برابر شد وقتي او اهواز بود و بستري و من تهران… تو را نديده‌ام اما به‌جاي تنفر به تو ترحم دارم. دلم مي‌خواست ببينمت اما به‌جاي آنکه تو سر حرف زدن را باز کني، من تشنه يک صحبت طولاني بودم.

تو از من به حقوق بشر غربي شکايت کردي، من اما از تو به خدا شکايت مي‌برم. يقين دارم هرکه با آل علي درافتاد ورافتاد. من تو را نديم اما بهتر است ديدار ما به قيامت باشد، آنجا ديگر طلبکار و بدهکاري براي حق الناس نخواهد بود.» فارغ از ارزيابي درستي ادعاي قليان، آنچه ذبيح پور منتشر کرد عاري از ابهام نيست. نخست آنکه رنگ موي قليان چه ارتباطي با اتهامات او دارد. از سوي ديگر پاسخ به اين سوال هم لازم است که چه ارتباطي ميان او و بازجوي قليان وجود دارد و از آنجا که ادعاي مواجهه خانم بازجو با برادر قليان امر عادي نيست مشخص نيست مجري 20:30 چرا چنين موضوعي را مطرح کرده است.

داستان تکراري تهديد

کيهان و جهان‌نيوز هم از قافله عقب نماند و ديروز بيان داشتند:‌ «شبکه‌هاي ضدانقلاب و معاند فارسي‌زبان بي‌بي‌سي و ايران اينترنشنال که به مزدوري ملکه انگليس و رژيم آل‌سعود مشغول هستند و از سوي استکبار تغذيه فکري مي‌شوند در برنامه‌هاي تحليلي خبري پنجشنبه شب پنجم دي خود به بهانه حمايت از پسمانده‌هاي آشوب‌هاي اخير در آبان‌ماه 98 در ايران از گزارش‌هاي ويژه خبرنگار خبرگزاري صداوسيما (آمنه سادات ذبيح‌پور) در افشاگري پشت پرده اين حوادث برآشفتند. اين رسانه‌ها در همين ارتباط ضمن نکوهش کار خبرنگار خبرگزاري صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران، وي را تهديد کردند.»

انتهای پیام/

انتهای پیام/


منبع: روزنامه آرمان ملی

 

تبلیغات