اغفال,تصاویر شخصی,دختران,شمال,خودزنی,

اغفال,تصاویر شخصی,دختران,شمال,خودزنی,

SafiNews Agency

سه شنبه 18 آذر 1399 - 8:27 شناسه خبر: 4174 بازدید : 162 توسط:

ماجرای عاشقی خطرناک دختر 12ساله!

ماجرای عاشقی خطرناک دختر 12ساله!

صافی نیوز / آن قدر در فضای مجازی شیفته آن پسر شده بودم که همه خواسته هایش را چشم و گوش بسته انجام می دادم، در حالی که پدر و مادرم هیچ اطلاعی از کارهای عجیب و غریب و هولناک من نداشتند. این خواسته های او به جایی رسید که ...

به گزارش صافی به نقل از خراسان، این ها بخشی از اظهارات دختر 12ساله ای است که آثار خودزنی های هولناک با تیغ و چاقو روی دستانش خودنمایی می کرد. او که به همراه مادرش و برای شکایت از یک شیاد مزاحم به قانون پناه آورده بود، درباره عاشقی وحشتناک خود در فضای مجازی به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری گفت: مدتی بود که خیلی کنجکاو بودم از فضای مجازی سر در بیاورم.

وقتی دوستانم که تلفن هوشمند داشتند درباره ارتباطات خودشان و گروه های اجتماعی سخن می گفتند، همواره آرزو می کردم که کاش من هم می توانستم در این گروه ها حضور داشته باشم. تا این که بالاخره به خاطر مجازی شدن تحصیل، پدر و مادرم مجبور شدند برای من هم گوشی هوشمند بخرند. دیگر در پوست خودم نمی گنجیدم. خیلی زود تلگرام را با یک شبکه ایرانی نصب کردم و بدین ترتیب وارد فضای مجازی شدم.

تا این که روزی در یکی از همین شبکه های اجتماعی با پسر 18ساله ای اهل یکی از شهرهای شمالی کشور آشنا شدم و به او دل باختم، چون از جملات زیبا و اظهار علاقه هایش لذت می بردم. این ارتباط های پیامکی و تلفنی به جایی رسید که حاضر بودم برای رسیدن به او هر کاری را انجام بدهم. او از من خواست تصاویری از خودم را برایش ارسال کنم. من هم که قصد ازدواج با او را داشتم، دور از چشم پدر و مادرم عکس های شرم آوری را برای او می فرستادم، چون دیگر او را نامزد خودم می دانستم که قرار است به زودی با هم ازدواج کنیم.

در همین روزها بود که «پارسا» از من خواست برای اثبات دوست داشتنم، خودزنی کنم و فیلم آن را برایش بفرستم! من هم چندین بار با تیغ و چاقو خودزنی کردم و عکس و فیلم آن را برایش فرستادم. به حدی دیوانه وار این کار راانجام می دادم که یک روز به خاطر شدت خون ریزی تا سرحد مرگ پیش رفتم و با کمک یکی از دوستانم از مرگ نجات یافتم. اگر دوستم دیر رسیده بود، به خاطر بریده شدن رگ دستم جانم را از دست می دادم.

 با این  حال پارسا از من خواست به مدرسه نروم. من هم در روزهایی که قرار بود حضوری در مدرسه باشیم به کوچه و خیابان می رفتم تا پدر و مادرم متوجه این ماجرا نشوند. چند بار با هم در یکی از پارک ها قرار ملاقات گذاشتیم و او مرا به فرار از خانه ترغیب می کرد. اما از مدتی قبل خواسته های بسیار شرم آور و نامشروعی داشت که با مخالفت من رو به رو شد.

پارسا وقتی پاسخ منفی مرا شنید، تهدیدم کرد که همه تصاویر و فیلم هایم را در شبکه های اجتماعی منتشر می کند. او حتی از طریق تلگرام من به شماره تلفن بستگانم دست یافته و برای آن ها نیز ایجاد مزاحمت می کند. این گونه بود که به کلانتری آمدم و با راهنمایی مشاور واقعیت ماجرا را برای پدر و مادرم بازگو کردم و ...

انتهای پیام/


منبع: خراسان

 

تبلیغات اختصاصی

 

 

تبلیغات

 

تبلیغات اختصاصی